| |
یک روز پیرزنی که اوصاف مشروطیت را شنیده بود از مردی پرسید: پسرجان این مشروطیت چیست که همه درباره آن سخن می گویند و چه خاصیتی دارد! مرد که می خواست سر بسر او بگذارد گفت: مشروطه یعنی اینکه پیرزنان با مردان جوان و پیرمردان با زنان جوان ازدواج کنند. پیرزن خوشحال شد و با خود گفت: مشروطه عجب چیز خوبی است. فردای آن روز در خانه صحبت مشروطه بودُ دختر پیرزن با آن از ته دل مخالف بود. پیرزن بر سر او فریاد کشید و گفت: ای دخترک نادان و بی عقل تو داری با مشروطه خدا مخالفت می کنی و می خواهی او ما را نفرین کند!!
|
|