به قول این وبلاگ نویسای کهنهکار "این روزا اصلا حس نوشتن ندارم".چیزی ندارم بگم که ارزش نوشتن داشته باشه یا لابد فکر میکنم شما دربارهی اون نوشتهها این جوری فکر میکنید.به هر حال من اواسط اردیبهشت تو مسابقهی مهارت شرکت کردم و بعد از قبول شدن تو مرحله شهری و استانی به مرحله کشوری رفتم.(رشتهی نقشه کشی صنعتی با اتوکد)
مرحله کشوری تهران بود و جای همه دوستان خالی بود.محل اقامت ما هتل المپیک بود و تا ورزشگاه آزادی فاصلهای نداشت.

و به همین دلیل هر تیمی که اونجا مسابقه داشت قبل و بعد بازی تو هتل استراحت میکرد و برانکو،سرمربی تیم ملی فوتبال و سرمربی تیم ملی والیبال،که اهل چینه(اسمشو بلد نیستم) هم همونجا زندگی میکردند که دیدار بعضی شخصیتها در محل هتل برای من خیلی جالب توجه بود.


مسابقات سه روز بود که سه روز قبل و چهار روز بعد از مسابقات به دلیل تشریفاتی که وجود داشت باید اونجا حضور پیدا میکردیم . روز سوم افتتاحیه برگزار شد که در سالن همایشهای دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار میشد و اونجا وزیر کار و امور اجتماعی سابق(خالقی)برامون سخنرانی کرد و بعد ما باید برای معرفی به حضار با آهنگ بندری روی صحنه حاضر میشدیم که در نوع خودش خندهدار به نظر میرسید.
بعد از اتمام مسابقه،دو روز گشت و گذار یا تور فرهنگی تفریحی داشتیم که روز اول از شهرک سینمایی غزالی دیدن کردیم و روز دوم برای حضور در جشنی که در باغ عقیق ترتیب داده بودن به کرج رفتیم.(البته من و برو بچ مدام تو تور فرهنگی تفریحی بودیم و خیابونهای تهرونو متر میکردیم.)و بعد از اون دو روز اختتامیه بود که تو این مراسم وزیر کار جدید(جهرمی)حضور داشت و روز اول کارش رو با این مراسم شروع کرد و بعد هم راهی بوشهر شدیم.
همین و بس
برای دیدن ادامه عکسها اینجا را فشار دهید