تبليغاتX
وب نوشتهای فرخ
   

 
     
     
  اندر احوالات دزدی(فیلمی داشتیم)

سه شنبه 1384/02/27

16:2

 
 

این داستان مربوط به دهه سوم فروردینه و من قصد نداشتم اونو اینجا بنویسم ولی مشاهده مکرر باعث و بانی این داستان منو بر آن داشت که این رسالت خطیر رو که بر دوش من بود به سر منزل مقصود برسونم.(برو بابا اصل مطلبو بگو ببینم چی شده!)

ساعت۳۰/۲شب بود و من با یک آستین رکابی و یک مایوی پاچه‌دار(کلکی-Coleki)٬داشتم طبق معمول از برنامه گزارش ورزشی شبکه سه یک فوتبال قدیمی رو تماشا می‌کردم(بازی چلسی و بایرن مونیخ بود)و برای اینکه از غضب مادرم در امان باشم صداشو از هدفون گوش می‌کردم(آخه همه خواب بودن).همین موقع بود که صدای آژیر ماشین محمودینا به صدا در اومد(حیاط ما و محمودینا مشترکه)و من بدون توجه با خودم گفتم که باز هم کار کار این گربه‌های پد...گه و بی‌خیال شدم تا اینکه یا حضرت ابوالفضل٬یه صدای دهشتناک از در حیاطمون بلند شد و گویی دارن با تانک میان تو خونمون.این دیگه کار گربه‌ها نبود.خلاصه بعد از هزار و یک فکر که همون لحظه داشت از ذهنم می‌گذشت از جا پریدم که برم ببینم چه خبر شده٬اما مثل اینکه من جای دیگه‌ای بودم آخه همه خونوادمون ریخته بودن بیرون الا من.القصه،رفتم بیرون و خواهرم با سراسیمگی اومدو به من گفت:فرخ این دمپایی رو بگیر و برو دنبال محمود که اونم داره دنبال یکی دیگه می‌دوه.کم کم داشت یه چیزایی دستگیرم می‌شد و بدون اینکه سوالی کنم دمپایی رو گرفتم و با همون تیپ خفن راهی کوچه شدم.کمی دویدم و از یه پیچ گذشتم و دیدم که محمود با پای برهنه(پتی)و رکابی داره دنبال...!!!؟جل الخالق!اونی که من می‌دیدم داره فرار می‌کنه یه زن چادری بود.با خودم گفتم نکنه محمود قیافه‌ی مردونه‌اش رو زیر چادر دیده٬و به همین خاطره که دست از دویدن بر نمی‌داره!؟٬ولی نه خود خودش بود.خلاصه ما گفتیم بی‌خیال٬هر چی بادا باد.خودمو به محمود رسوندم ببینم چه خبره.محمود گفت دزد خودشه٬زود بریم بگیریمش.بعد از این بالا و پایینها خودمونو با عملیات چریکی بهش رسوندیم٬آخه می‌ترسیدیم از زیر چادر تفنگی٬چاقویی چیزی در بیاره.بالاخره من دو تا سنگ برداشتم رفتم جلوش بهش گفتم وایسا محمودم پشت سرش بود.حالا یارو زنه هم یه موبایل گرفته دستش نمی‌دونم داره به کجا زنگ می‌زنه.حالا که دیگه بهش رسیده بودیم٬چه جوری از حرکت باز می‌داشتیمش؟نمی‌شد که با سنگ زدش٬تو همین فکرا بودم که یهو با یک صحنه رمانتیک مواجه شدم.نمی‌تونید حدس بزنید.آقا محمود از پشت با تمام وجود اون خانومو تو بغل گرفت(دمش گرم)و جوری اونو محکم گرفت که یارای فرار و مقاومت نداشته باشه.و از اونجایی که یارو از اون هفت خطا بود تنها اعتراضی که کرد این بود:((اه ولم کن)).خودمونیما چند بار دیگه تو بغل گرفته بودنت.فکرشو بکنین من با اون لباسها و اون خانوم تو بغل محمود مردم چه فکری می‌کنند.حالا آدم جونش از این مسائل گرم باشه دو تا آدم بیان برای اینکه اظهار وجود کنن بگن:((هی!چی کارش دارین؟)).برو بابا اونور وایسا تا شما هم تو بغل نگرفتیم.خلاصه اتفاقاتی بسیاری تو اون شب افتاد و حرفهای زیادی از هر دو طرف به آقایون پلیس ارائه شد که گفتن همش تو این مجال نمی‌گنجه.بطور مثال رسیدن پلیس به محل و توضیح دادن من با اون لباسها به اونا و خندیدن اونا ماجرایی بس شنیدنی است.
جالب اینجاست که بدونید اون خانومه هر روز داره از جلوی در خونمون عبور می‌کنه و من هم با اون سلام می‌کنم تا روش کم بشه٬آخه ثابت شد که خونه‌ی اون در نزدیکی خودمونه و کارش هم همینه.

شما می‌تونید از این جریان چندین درس و نتیجه بگیرین٬ولی مهمترین اونا اینه که هر وقت یه دزد زن قصد سرقت از خونتونو داشت می‌تونید با من تماس بگیرید.آخه میخوام با محمود عملیات چریکی رو با متد جدید آزمایش کنم.

 
  نوشته شده توسط فرخ  |  لينک مطلب    
         
 

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

دونامه از مظفرالدین شاه قاجار

حمله به ایران و بازی تازه مسکو

[آرشیو پیوندهای روزانه]

شراگیم
مسعود ده نمکی
نیاک - یادداشتهای احمدسیف
پارس قرآن - جستجوی قرآن
آن سوی دیوار
براق-کارگاه آموزشی صهیونیسم
هوش مصنوعي و رباتيک
وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم
یادداشتهای فرازو-سعید شنبه زاده
ابلهی که همه چیز میدانست
هیئت علمی مهندسی مکانیک, اخبار مهندسی مکانیک
اعلامیه جهانی حقوق بشر - فا
مشق - محمد دادفر
سبخی - رضا معتمد
دایره المعارف اسامی
سلامت نیوز
دات - یونس شکرخواه
عماددال
وب نوشتهای یک استقلالی
1حامد1
WiMax
مجله بلاگفا
بانوی ماه و آب
شبگرد تنها
دخمرگل
زندگی همیشه سخته بی خیال غصه دنیا
وبلاگ بچه های خوزستان
مرکز تفریحات سالم افشین
دختر کویر
چشمه ای در بهشت
شکوفه یاس
خرما
Photo Café
خاطرات روزهاي طبابت
review
بوشهری - علی امیری
خاطرات یک خبرنگار
2در2
نمایندگی مجاز
I learn persian
بی طرف
پژوهش های ایرانی - غیاث آبادی
آموزش مسائل ج+نسی و ازدواج
سوبارو
لبخند مهتاب
فتو بلاگ مستان
ديجيتال کيوان
طارمه
مدار صفر درجه
تايتان رايانه
ميکرو احساس
سرزمين آشنا
شيرشاه
usa reports
آمي تيس
توسعه فنون
خورشيد خانوم

هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته سوم بهمن 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته دوم خرداد 1384
هفته چهارم اردیبهشت 1384
هفته چهارم فروردین 1384
هفته سوم فروردین 1384
هفته چهارم اسفند 1383
هفته دوم اسفند 1383
هفته اوّل اسفند 1383
هفته چهارم بهمن 1383
هفته سوم بهمن 1383
هفته اوّل بهمن 1383
هفته دوم دی 1383
هفته اوّل دی 1383

نام:
ايميل:
پيام:

 


 
Blogfa.com