| |
|
|
| |
عید هم عیدهای قدیم |
یکشنبه 1383/12/30 |
4:48 |
|
| |
اولا عید چه باحال بود. یادش بخیر اولا پیک نوروزی که بهمون میدادن،زود تمومش میکردیم که تو ایام عید حسابی بازی کنیم،وقتی هم به مدرسه میرفتیم کلی از تکالیفمون رو انجام نداده بودیم.آخه میدونستیم معلمامون زیاد اهمیت نمیدن. اولا قبل از اینکه عید بشه کلی نقشه واسه پولای عیدیمون میکشیدیم،کلی چونه میزدیم که عیدی بهمون بیشتر بدن؛ولی وقتی تعطیلات تموم میشد و میخواستیم چیز بخریم،میدیدیم همشو دادیم لواشک و ساندویچ و... . اولا وقتی معلوم میشد سال تحویل صبح خروس خونه،از شب قبلش با لباس نوهامون میخوابیدیم که نکنه یه وقت صبح بشه و ما با لباس نوهامون سر سفره هفت سین نباشیم. اولا وقتی ماهی گلی میخریدیم روزی دو دفعه آبشونو عوض میکردیم تا اینکه بنده خداها تا روز عید نمیکشید و باید چند تا ماهی دیگه میخریدیم. اولا وقتی مامانامون گندم رو برای سبزه پای سفره میکاشتن آمارشو تا روز آخر به میلیمتر متر داشتیم. اولا همیشه یه سین سفرمون که معمولا سمنو بود،کم بود تا اینکه دقیقه نود یکی پیدا میشد واسمون بیاره. یادش بخیر اولا همیشه سر رنگ کردن تخممرغ سر سفره با خواهر،برادرامون دعوا داشتیم. اولا قبل از اینکه سال تحویل بشه کلی پوست آجیل تو سفره بود،همش هم پسته و مغز بادوم میخوردیم؛ولی امان از وقتی که یه مغز بادوم تلخ مزهی همشو تو دهنمون زهر میکرد. ولی من آخر نفهمیدم چرا میگفتن:عیدیهاتونو اینقدر نشمارین،کم میشهها. اولا تا اسم سیزده بدر میومد واقعا نمیدونستیم باید ذوق کنیم یا حسرت اینو بخوریم که باید همین روزا بریم مدرسه.ولی خودمونیم تو سیزدهبدر تمام انرژی خودمونو مصرف میکردیم.وای وای وای حالا بیا مامانو راضی کن که من الآن خستهام و فردا میرم حمام. اولا قبل از عید چه شور و حال داشتیم.حالا چی؟! باشه بابا؛عیدتون مبارک. |
|
| |
نوشته شده توسط فرخ
|
|
لينک مطلب |
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
|