| |
|
|
| |
تنوع در موضوع |
سه شنبه 1383/12/11 |
17:42 |
|
| |
جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت سکوت(قابل توجه خیلیها) مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟ خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟ ...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟ ..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟ مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟ ...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟ ...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟ ...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد خانواده عروس : زنش !!!؟؟؟ ! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين
امان از دست خانوما(قابل توجه آقایون متاهل!؟) -اگه تيپ بزنيم بريم سر كار ميگن ببينم باكي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشيم ميگن تواصلا" سليقه نداري -اگه زياد بگيم دوستت دارم ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگيم دوستت دارم ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه -اگه زياد بهشون زنگ بزنيم ميگن به من اعتماد نداري اگه زنگ نزنيم ميگن انگار سرت خيلي شلوغه -اگه تو خونه زياد بخنديم ميگن ديونه شدي اگه كم بخندیم ميگن بخت النحس -اگه شام بخواهيم ميگن فقط فكر شكمشه اگه شام نخواهيم ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي -خانما٬حالا ما بیچاره تریم یا شما. ولي هرچي ميگن بذار بگن ماكه كارمون درسته |
|
| |
نوشته شده توسط فرخ
|
|
لينک مطلب |
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
|