یکی از حالتهای خاص آدمها شوخی و شوخی کردنه.در یکی میتونه باشه در یکی نه و دلیلی برای خوب یا بد بودن اونا نمیشه.
پسرها به سه گروه تقسیم میشن:
دسته اول کسانی هستن تو شوخ طبعی دومی ندارن و هر جایی که میرن اینقدر شوخی میکنن که دسه آخر از اونا به عنوان یک اثر دیدنی یاد میشه.(تابلو)
دسته دوم کسانی هستن که اول آشنایی با اونا از بس با شخصیتن حالتون ازشون به هم می خوره ولی اگر یه کم باهاشون ور رفت یه کارهای عجیب و خنده داری میکنن که آدم وجود دو شیءِ نوکتیز رو کلش احساس میکنه.(شاخ)
دسته سوم کسانی هستن که به صورت مادرزادی از خنده خوششون نمیاد چه برسه به اینکه بخوان خندهی کسی رو در بیارن.(خنثی یا خ...)
دخترها به شاخه های بسیار متعددی منشعب میشن که من چندتای اونا به اختصار براتون باز میکنم.
دسته اول اونا مثل دسته اول پسرهاست.(تابلوی چشم نواز)
دسته دوم کسانی هستن که که شوخیاشون به افراد خاصی محدود میشه و از کسانی که شوخیه بیش ازحد می کنن اصلا خوششون نمییاد.(نرمال با گرایش منفی)
دسته سوم کسانی هستن شوخی نمیکنن یا بلد نیستن ولی خیلی دوست دارن طرفشون آدم شوخ طبعی باشه(نرمال)
دسته سوم کسانی هستن که شوخی رو خیلی خیلی خوب بلدن ولی برای اینکه کسی با اونا شوخی نکنه هیچ وقت شخصیت واقعیه خودشونو بروز نمیدن.(حساس)
دسته چهارم کسانی هستن که خودشون شوخی میکنن ولی دوست ندارن احدی با اونا شوخی بکنه و همیشه درصددن که حال اون طرفو بگیرن.(خودخواه)
نتیجه گیری:
همه آدمها از کوچیکی بزرگ میشن.
مشوق اصلی پدر و مادرشون بودن که به اینجا رسیدن.
به همه جوونها میگن که خودشونو دستکم نگیرن و بدونن که خواستن توانستن است.(این ضرب المثل معمولا صدق نمیکنه)
نکته انحرافیه این نتیجه گیری این بود که هیچ ارتباطی با موضوع نداشت.
اگه فکر میکنین خصلتهایی که به شوخی مربوط میشن بیشتر هستن منو راهنمایی کنید.